سه‌شنبه 15 آذر 1384

 

نمی دونم اگه جزو خونوادهء کسانی بودم که عزیزانشون رو امروز توو حادثهء سقوط هواپیما از دست دادن الان چه حال و روزی داشتم؟...

نمی دونم...

به یقین تسلیت گفتن مرهم نیست بر زخمی چونین...

 و با این همه... تسلیت میگم.

...

می دانی ؟

اشکی نمانده حتی، تا این غم موزون را بر رازداری دامان تو بسرایم

 

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------

 

پی نوشت۱:

 

عشق است در آسمان پریدن

صد پرده به هر نفس دریدن...

                                     عشق است...

 

 پی نوشت2:

 

 خدایا، یه قولی بهم بده! قول بده منو زودتر از همهء اونایی که دوستشون دارم ببری. قول بده... قول بده نذاری بمونم و نبودن کسایی که دوستشون دارم رو به چشم ببینم...

می دونی؟ حتی از تصور اینکه اگه اون هم تو جمع اون خبرنگارایی که توی اون هواپیما بودن و حالا حتی ازشون یه جنازهء سوخته هم نمونده بود... حتی از تصورشم تنم می لرزه... خدایا خودت حفظش کن...بذار اگه قراره یکی زودتر بره اون من باشم... خداااا...